سایت اختصاصی دانشجویان پژوهشگری دانشگاه شاهد
| ||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها دعوا بود ،سر کوچه نه ، در برنامه نود نه ، پای درس انشاء ،علم بهتر است یا ثروت. بنویسید:انشاء این هفته ،علم ...یا ثروت هر کسی نظری داشت از بقال سرکوچه تا معلم ما (علی رانمیگویم) خانم معلم راه میرفت و افاضه فیض میکرد همچنین بقال سرکوچه در هنگام گره زدن سبزی یا شاید هم گره زدن بحث ما نمیدانم اما هرچه بود معلم ما (علی) هم نظری داشت،اما شاید یادمان رفت وای ای کمیل هنوز هم کمیت ما لنگ است ، کاش جمله آخر را می فهمیدیم ، کاش! معلم گفت : ای کمیل علم از مال بهتر است ؛ علم ، تو را حفظ و نگهدارى مىنمايد ، ولى تو بايد مال را نگهدارى كنى ؛ مال بواسطه خرج كردن و إنفاق ، نقصان و كاهش مىيابد ؛ ولى علم در أثر إنفاق و خرج كردن زياد مىشود و رشد و نُموّ پيدا مىكند ؛ و نتيجه و آثار مال ، به زوال آن مال از بين مىرود وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ . وقتى خود مال از بين رفت ، پديدهها و آثارى هم كه از آن بدست آمده ـ هر چه ميخواهد باشد ـ از بين ميرود . مِنْ باب مثال : كسى كه مال دارد ، با آن مال سلطنت و حكومت مىكند ؛ مردم را گردِ خود جمع مىنمايد ؛ و بر أساس مال خيلى كارها را انجام ميدهد ؛ همينكه آن مال از بين رفت ، تمام آن آثار از بين ميرود ؛ مردم ديگر هيچ اعتنائى به وى نميكنند و شرفى براى او قائل نميشوند ؛ و اين شخص كه بر أساس اتّكاء به مال ، در دنيا براى خود دستگاهى فراهم كرده بود ، همينكه مالش از بين ميرود ، تمام آن آثار كه مصنوع و پديده مال است ، همه از بين ميرود .يَا كُمَيْلُ ! الْعِلْمُ دِيْنٌ يُدَانُ بِهِ ؛ بِهِ يَكْسِبُ الْإنْسَانُ الطّاعَةَ فِى حَيَوتِهِ ، وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ . وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ .«اى كميل ! علم ، قانون و دستورى است كه مُتّبَع است و مردم از آن پيروى میكنند . بواسطه علم ، إنسان در حيات خود راه إطاعت را طىّ مىكند ، و بعد از خود آثارى نيكو باقى مىگذارد . علم حاكم است و مال محكومٌ عليه.» هميشه علم بر مال حكومت دارد . فرق ميان علم و مال اين است كه : علم هميشه در درجه حكومت بر مال قرار گرفته است ؛ مال بدست علم تصرّف مىشود و در تحت حكومت علم به گردش در مىآيد . يَا كُمَيْلُ ! هَلَكَ خُزّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَآءٌ ؛ وَالْعُلَمَآءُ بَاقُونَ مَابَقِىَ الدّهْرُ ؛ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ و أَمثَالُهُمْ فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ . «اى كميل ! خزينه كنندگان و جمع آورندگان أموال از مردگانند ـ در حالتى كه بظاهر زنده هستند ـ أمّا علماء تا هنگامى كه روزگار باقى است پايدارند . گرچه جسدهاى آنها و هيكلهاى آنان مفقود شده و از بين رفته و در زير خاك پنهان شده باشد ، ولى أمثال و آثار آنها در دلها موجود است ؛ و حيات آنها در دلها سرمدى و أبدى مىباشد.» هَا ! إنّ هَنهُنَا لَعِلْمًا جَمّا (وَ أَشَارَ إلَى صَدْرِهِ) لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً ! «آه ! (متوجّه باش!) در اينجا عِلمى است متراكم و أنباشته شده (و با هَنهُنَا حضرت إشاره به سينه شريف كرده و فرمودند:) اى كاش حاملينى براى اين علم مىيافتم!» أفرادى كه بتوانند علم مرا حمل كنند و به آنها بياموزم . چه كنم ، كه علم در اينجا انباشته شده و حَمَله نمىيابم ! كسى نيست كه اين علم مرا ياد بگيرد و أخذ كند ! وب سایتی متعلق به همه کسانی که دوستشان دارید. هرکس در این وب سایت سهمی دارد نظرات شما عزیزان: موضوعات مرتبط: برچسبها:
|
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |